ارشاد کوهنژاد

خاطراتی از پادگان شهید مدنی اصلاندوز

آیا ارشاد کوهنژاد باز هم با کفش روی موکتی می رود که سربازان روی آن نماز می خوانند؟

آیا ارشاد کوهنژاد باز هم با کفش روی موکتی می رود که سربازان روی آن نماز می خوانند؟

با دیدن سریال مختار و آن وضوی ابن زیاد بارم یاد اون حرکت زننده سرهنگ ارشاد کوهنژاد افتادم که با کفش روی موکت آسایشگاه ما رفت.

خدا این به ظاهر مذهب پرستان را که دین را وسیله و نردبان ترقی کرده اند را به می سپارم

+ نوشته شده در  شنبه ششم آذر 1389ساعت 16:55  توسط سرباز وطن  | 

چه خبر؟

کوهنژاد باز هم با زبان تهدید صحبت می کند؟؟؟
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم آبان 1389ساعت 19:10  توسط سرباز وطن  | 

چه خبر؟؟؟

چه خبر؟؟؟ 
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 11:53  توسط سرباز وطن  | 

اعرام 180 نفر برای حفاظت از میراث فرهنگی از مرکز آموزش شهید بیگلری


اعرام 180 نفر برای حفاظت از میراث فرهنگی از مرکز آموزش شهید بیگلری . خدا به همراهتان

راستی کوهنژاد بازم با کفش از آسایشگاههیی که موکت پوش شده و روی آن نماز خوانده میشه بازدید میکنی؟؟

وای بر تو وای بر دیانت تو وای   وای

+ نوشته شده در  جمعه هفتم آبان 1389ساعت 17:31  توسط سرباز وطن  | 


اعرام 180 نفر برای حفاظت از میراث فرهنگی. خدا به همراهتان

راستی کوهنژاد بازم با کفش از آسایشگاههیی که موکت پوش شده و روی آن نماز خوانده میشه بازدید میکنی؟؟

وای بر تو وای بر دیانت تو وای   وای

+ نوشته شده در  جمعه هفتم آبان 1389ساعت 17:30  توسط سرباز وطن  | 

نظرات

سعی می کنم نظرات شما را در وبلاگ قرار بدم

اینم یک نظر از یک لیسانس وظیفه:

سلام عزیز. جایی از بدن ما سالم نمونده! ایشون در طول دو ماه علاقه خاصی به رژه داشتن و هم صبحگاه و هم شامگاه در طول روز به مدت 5 ساعت بود و در کل این زمان یا رژه کلاسیک می رفتیم و یا حماسی که واقعاً مسخره بود! انقدر فشار بود که واریکوسل تو این دوره بیداد می کرد.ایشون هر وقت که پیدا می کردن گیر های بیهوده می دادن که انپار با سرباز صفر دارن برخورد می کنند و هفته آخر خیلی از دوستان مجبور شدند موهای خود را از ته بتراشند.! این هم خیلی جالب بود! و ... بماند!

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم آبان 1389ساعت 19:12  توسط سرباز وطن  | 

از بیگلری چه خبر؟

سلام بر سربازان وطن

نظرات ستوانسوم های وظیفه آموزشی شهید بیگلری نشان از خیلی چیزها دارد که این روزها به دستم می رسند.

دوستان صادقانه بگم نزدیکی شما به مرکز آموزش بیگری و در واقع بودن چنین مرکزی در منطقه شمالغرب این برای ناجا باعث می شود که دیگه شماها مجبور نشید که به مراکز آموزشی دورتری بروید اما از اونجایی که روزگار همه خوشبختی را یکجا نصیب نمیکنه خوب قسمت شما هم به اصلاح سرهنگ ارشاد کوه نژادی شده که فردی بسیار متظاهر است. او همان کسی است که با کفش روی موکت آسایشگاه ما در مرکز آموزش شهید مدنی اصلاندوز رفت و این بدترین خاطره بنده از سربازی است. سختیهای رژه ورزش تمرینات نظامی و حتی اردوگاه وظیفه ما به عنوان سرباز امام زمان است اما توهین به نماز (و به طور غیرمسقیم به امام زمان) اصلا پذیرفته نیست.

دوستان نمی خواهم نا امیدتاتن کنم اما خوشحال باشید که فقط دوره آموزشی را با او خواهید گذراند وای به حال کسی که خونش بغل دست پادگان باشه و بیافته اون پادگانی که کوهنژاد اونجاست مطمئن باشید او سرباز از سربازی جز توهین و ریا چیزی یاد نخواهد گرفت.

به هر تقدیر چند نکته در مورد فرماندتون بگم:

1- به هیچ وجه درخواستهای خود را به صورت انفرادی به او نگویید چون عکس العمل های هیستیریک او واقعا مایوس کننده است.

2- هرگز از سخنان او سر صبحگاه متاثر نشوید  که بزرگترین اشتباه شما این خواهد بود که او را محرم اسرار خود بدانید.

3- حضور ایشان در مناطق مرزی آذربایجان غربی و درنتیجه درگیری مستقیم با اشرار باعث شده روحیه نظامی گری  در ایشان به شدت تشدید شده و توجه زاید الوصف ایشان به رژه و نظافت ناشی از همین مسئله است . که همه اینها منجر به این شده که شما را به عنوان یک نیروی نظامی بداند و اصلا درجه ، میزان تحصیلات . روحیه فداکاری و بسیجی بودن در نزد ایشان منزلت محسوب نمیشود. (اگر ایشان با آن روحیه نظامی از فرماندهان جنگ بودند قطعا ما جنگ با عراق را وا می دادیم چون برای او فقط اصول نظامی مهم است) لازم است از سردار شوشتری یاد کنم که در عین صلابت نظامی ، بر قلوب مردم حکومت می کردن.

4- از رو در رو شده با ایشان در محوطه اکیدا خودداری کنید نه به دلیل ترس بلکه ارزش نداره به خاطر واکس پوتین جلوی 50 نفر از یه فردی که دون سطح شماست سرزنش بشنوید.

5- فرمول گرفتن مرخصی طولانی مدت از او 4 راه بیشتر ندارد.

الف: از اهالی .....  شمال باشید که به شدت در قلب ایشان جا دارند

ب: آنتن باشید(همان خبرچین )

ج: سفارش  شده حفاظت یا عقیدتی باشید

د: از افرادی باشید که بعد مسافت زیادی تا خانه اشان دارند باشید  (ترجیحا بالای 1000 کیلومتر که میشه طرفهای مشهد زاهدان بوشهر و شیرازو ..)

6- بزرگترین اشتباه شما در برخورد با او این است که غرور خود را شکسته و به خاطر یک روز مرخصی بیشتر .....بکنی. که این حالت واقعا به لحاظ روحیه ایشان را متلذذ می کند و در آخر حتی ممکن است دو روز بیشتر مرخصی بدهد اما به چه قیمتی به قیمت پایمال شدن غرور و سطح بالای علمی و خانوادگی شما.

7- همیشه دعا کنید هوا سرد باشد چون ایشان ظاهرا مشکل کلیه داشته و از هوای سرد به شدت گریزان(یعنی دیگه سر صبحگاه نمیگه 5 بار باید رژه برید بلکه به همان حد  استاندارد اکتفا کرده و در میرود.)

8- اما ایشان حساسیت خوبی هم دارند و آن حساسیت به سیگار که تنها این اخلاقشون ستودنیه و بنده هم توصیه میکنم از استعمال دخانیات هم در سربازی و هم دوران زندگی اجتناب کنید(البته بعد از سربازی و ایشان را در خیابان دیدید می توانید محض انتقام بلاهایی که سرتان آورده(توهین ها) برای اولین و آخرین بار جلوش سیگار بکشید و تند تند تف کنید البته  شاید بگید این کارا لازم نیست اما یادمان باشد آسیاب به نوبت.)



امیدواروم دوستان برای غنی شدن لیست بالا کمک کنند.

سلامتی شما سربازان امام زمان و آبادانی ایران اسلامی آرزوی قلبی ماست.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم آبان 1389ساعت 19:5  توسط سرباز وطن  | 

چند تا عکس از مرکز آموزش شهید مدنی ناجا در اصلاندوز (شمالغرب ایران)

این عکس ها متعلق به سال  1385 است که توسط آقای فرشاد حیدری در اختیار وبلاگ گذاشته شده است.


از زحمات ایشان در اسکن تصاویر ممنونیم.









+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم مهر 1389ساعت 10:43  توسط سرباز وطن  | 

هفته نیروی انتظامی مبارک

هفته نیروی انتظامی را به همه سبز پوشان (به غیر از سرهنگ

ارشاد کوهنژاد که حین بازدید از آسایشگاه افسران وظیفه ، برای

شکستن آنها ، با کفش رو پتویی که روی آن نماز می خواندیم رفت )

تبریک می گویم.




+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مهر 1389ساعت 15:19  توسط سرباز وطن  | 

ارشاد کوهنژاد به مرکز آموزش شهید بیگلری مشگین شهر منتقل شد

طبق خبر مندرج در خبرگزاری ایرنا در مورخ 22 مرداد 1389

ارشاد کوهنژاد به مرکز آموزش شهید بیگلری مشگین شهر منتقل شد

بچه ها کسی خبر داره ایشون چه بلایی (تغییراتی)  سر این مرکز آورده؟

ظاهرا قراره ایشون افسر وظیفه تربیت کنه . وای وای وای

از این به بعد پس دعا برای سلامتی آقا امام زمان  ، مجبورم دعا کنم که "خدایا محل آموزش سربازی داداش کوچکم را در مرکز آموزش شهید بیگلری قرار نده"


+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مهر 1389ساعت 11:53  توسط سرباز وطن  | 

مطالب قدیمی‌تر